خرید بک لینک

کاشان ـ 99/1/14

غروبی، دمی به خیام زده بودم. بعد نرمانرم رفتم فروشگاه، بستنی بخرم. اِِبی میخواند. وقتی کارت کشیدم، از خانم فروشنده تشکر کردم. گفتم: «ممنون که ابی گذاشتهاید. صداهای خاموش سرزمین را.» حالم خوش بود، خوشتر شدم. صدا.. فروغ به شادیت! «تنها صداست که میماند.»

برچسب: نویسنده: کیارش نظری تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 14:18

صفحه بندی