
شهری که دوچرخهراه ندارد. ایجاد خطوط ویژه و داشتن دوچرخه راههای ایمن ، حق طبیعی شهروندان است. کاشان، شهر نخستینها، شهر رویدادها، شهری که مدیران شهری، شهرسازان و و فراوانی از مهندسانش، تمایلی به استفاده از دوچرخه ندارند، از فقدان فرصتات شهرسازانه برای دوچرخهسواران رنج میبرد. تغییر در فضای شهر و بهینهسازی قابلیتات همگانی، نیازمند کوشش همگان است.#محمودساطع#شهر_و_دوچرخهراه#جاده_سلامت #شهر_دوچرخه_ها#کاشان_شهر_دوچرخه_ها + نوشته شده در چهارشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۰ساعت 1:54  توسط محمود سا...
ادامه مطلب
به روشنای بهار لابد هزاران سال چنین بوده است که ما نیز در ناخودآگاهمان، به روشنای بهار دل میبندیم. میخواهیم خانمان و زندگی را به تازگی، تازه کنیم و دل به امید بسپاریم که بهترین بشود. بشود برای همهی آدمیان. مادران این سرزمین، این پاکی و روشنی خواهی را پسین سالهای گهواره به فرزندانشان میآموزند. و مادر ما نیز هم. و ما که خواهری نداشتیم، گاهی به کار و گاهی به فرار. در حیاط خانه، فرش و روفرشی را پهن میکردیم و جارو میزدیم و برفاب میکردیم تا به خُرد فرش برود، تا مادر بیاید و کاسه دستمان...
ادامه مطلب
شاهنامه، هویت دیرینهی ما همیشه خواندهایم، شاهنامه، گرامیترین و ارجمندترین اثر ادبی، تاریخی و گواه روشنی از هویت ملی چندهزاران سالهی ایران زمین است.گرامی اثری از قصه و تاریخ، نقل و افسانه که حکیم خردورز طوس، فردوسی بزرگ گرد آورد و به خیال و خرد خویش در آمیخت و به تابناکی و شگرفی فزونتر از شصت هزار بیت، به آیندگان سپرد.در این دههها شمار فراوانی از اندیشه ورزان ایرانی به گرامیداشت و خوانش شاهنامه، نقد و بازخوانی و بازآفرینی آن روی آوردهاند و ضرورت تاریخی توجه به آن را یادآور شدهاند. کوشش...
ادامه مطلب
در حوالی فین سالهای کودکی آمده بودم قریهی فین بزرگ، به همین زیارت شازده هادی با مادر و پدرم. و حالا پسین چند دهه، همین دیروز، گنبد فیروزهای شازده، مرا و دوچرخهام را کشاند به تماشا. میپندارم یاد پدر، یاد مادر با آب و باغ و راغ و کاشی و مقرنس و آینهکاری و قوس و قرینهسازیهای هنرورزانه شازدههای فین (شازده هادی و ابراهیم)، چه سهمی شگرفی داشته که در تهاتر میان آسمان و زمین، دوباره مرا به خویش میهمان کند. چشمی به شادی، چشمی به غمگینی! فین، بزرگ و کوچک، روزگاری دراز به درازنای تاریخ آبه...
ادامه مطلب
نیاسر ـ99/1/11کتاب دو جلدی «روزها در راه» از شاهرخ مسکوب عزیز را تمام کردم. چندجایی حال و قال، گپ و گفت درونیاش را بازنشر کنم. زمان و مکان چه آمیزشی مییابند با نوشتن. مسکوب در پاریس بوده، دههxad...
ادامه مطلب
کاشان ـ 99/1/14غروبی، دمی به خیام زده بودم. بعد نرمانرم رفتم فروشگاه، بستنی بخرم. اِِبی میخواند. وقتی کارت کشیدم، از خانم فروشنده تشکر کردم. گفتم: «ممنون که ابی گذاشتهاید. صداهای خاموش سرزمین را.» حالم خوش بود، خوشتر شدم. صدا.. فروغ به شادیت! «تنها صداست که میماند.»...
ادامه مطلب
99/1/15پسرم سامان میپرسد؛ «پدر، می شه بابایی هم مثل بهبود زنده بشه؟»بهبود، یکی از شخصیتهای سریال «پایتخت» است. در افریقا زندانی بوده، خانوادهاش فکر کردهاند که مرده و سیاه پوشی و قبر و فاتحه. و بع...
ادامه مطلب
نوشتن یادداشتهای روزانه و پرداختن به آنات هم عصران، در میان نویسندگان، مورخین، و سیاست مداران، ارج و قرب فراوانی داشته است. در ایران، به ویژه از دورهی قاجار، فراوانی از رجال علمی، ادبی و سیاس...
ادامه مطلب
1/2/ 99 ـ کاشانلابد و بی شک، یکم اردیبهشت میبایست به یاد هشت کتاب و سپهری میبودم که بودهگی شعر و نگاهش جاریست. اما این شبها، شبهایی چند را با وصاف بیدگلی و کتاب چراغانگذراندم. به قول مولف؛ «ک...
ادامه مطلب
آدینه 16/ 12 / 98نوشتن یادداشتهای شبانهام را پس سالهااز سر میگیرم. به تقریب دهسالی میشود که ننوشتهام. نمیدانم دنبالهای در پی خواهد داشت یا نه. آنچه هست این است که خلوتی دست داده برای خلوت ک...
ادامه مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند نود و هشت/ نیاسرساعت یازده و نیم شب است از روزی که روز پدر نامیده میشود. و لابد، بیرون از من، دو تن برادرانم و نیز بسیارانی، این روز را با غمی پنهان در خود، گذراندهاند در غیاب...
ادامه مطلب
جمعه 98/12/23 – کاشانصبح جمعه xadای، پس مدتها که دوربین کوچک HERO4 کنار مانده بود، بیرونش کشیدم. خوش خوشک سه ساعتی طول کشید تا شارژ شود. نان و پنیری و چای و پوشیدن لباس و دوچرخه را برداشتم آمدم بیرو...
ادامه مطلب
غروب روز 26 دیماه نود و هشت، برای جامعهی کتابخوان کاشان، غروبی تلخ و ناگوار بود. رونماییِ کتاب «گرگ و میش هوای خرداد» از احمد زیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر هم وطنمان، در ساربوک کاشان، لغو شد. ...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایانِ تیرماه و آغاز امرداد...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب
شرح سفر تابستانهای است از کاشان به قزوین و الموت و از آن جای به پیچهبن و سلمبار و تنکابن و رامسر. و برگشت از چالوس و کندلوس به نیاسر و کاشان. روایتی از روزهای رفته در پایان تیرماه و آغاز امرداد ه...
ادامه مطلب